خانه / علوم انسانی / مفهوم سرمايه اجتماعي ۷۵ ص

مفهوم سرمايه اجتماعي ۷۵ ص

دانلود رایگان مفهوم سرمايه اجتماعي ۷۵ ص ، مقاله ، تحقیق 

این محصول” مفهوم سرمايه اجتماعي ۷۵ ص “را از گوگل فایل  دانلود نمایید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: ۸۹   مفهوم سرمايه اجتماعي وي ضمن توضيح و تبيين سرمايه هاي مالي وانساني كه هر كدام نقش قابل توجهي در رسيدن به توسعه دارند وليكن ضمن اشاره به نمونه هاي فراواني ازكشورها كه با وجود داشتن منابع طبيعي فراوان و يا خيل عظيمي از متخصصين متاسفانه عقب افتاده هستند . لذا به نظر ايشان بايد به دنبال يك حلقه مفقوده اي گشت كه يك جامعه براي رسيدن به پيشرفت وتوسعه علاوه بر عناصر انساني ومالي بدان نياز دارد .وي ضمن اشاره به تحقيقات دانشگاه نيويورك به منظور كشف دلايل عقب ماندگي برخي ازمناطق شهري نسبت به ديگر مناطق ومحله ها در آمريكا كه آن نبود خمير مايه جامعه مدني اعلام شده است . تشريك مساعي در كارها را جهت افزايش رفاه عمومي خمير مايه جامعه مدني مي داند واين خميرمايه جامعه مدني يك نوع سرمايه اجتماعي است كه باعث توسعه جامعه مي گردد هر چند كه به تنهايي عامل توسعه نمي باشد .به نظر ايشان سرمايه اجتماعي ماده اي است كه سرمايه هاي انساني و مالي را شكل وقالب مي دهد و باتشكيل ساختاري منسجم منجر به كنش سياسي ، فرهنگي …

این محصول ارزشمند “مفهوم سرمايه اجتماعي ۷۵ ص  “توسط پورتال  گوگل فایل  جمع آوری و برای فروش قرار داده شده است.

منبع: www.google-file.ir

همچنین ببینید

دانلود تخقیق در مورد گزيده أي از زندگي و خاطرات فروغ (با فرمت word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 46   گزيده أي از زندگي و خاطرات فروغ: فروغ فرخزاد 12 سال پيش از درگذشتش اولين شعرش را به مجلة روشنفكر سپرد و همان هفته بود كه صدها هزار نفر با خواندن شعر بي پرواي او با شاعره أي آشنا شدند كه چندي بعد به اوج شهرت رسيد و آثارش هواخواهان بسيار يافت، و در همان روزها بود كه يكي از شاعران معروف، او را در بي پروائي و دريدن پردة رياكاران به حافظ تشبيه كرد و نوشت:« كه اگر در قدرت كلام هم به پاي لسان الغيب برسد، حافظ ديگري خواهيم داشت.»1 فروغ با آن موهاي طلائي فرفري، با چشمهاي درشتي كه سپيديش زيادتر از تيرگيش بود، و با آن لبهاي درشتي كه زيبائي خاصي داشت، در واقع هميشه دو نفر بود. فروغ شيطاني كه از در و ديوار بالا مي رفت. مثل پسرها روي نوك درختها مي نشست و مثل شيطانك ها با كارهايش ديگران را به خنده مي انداخت.2 فروغ بسيار پر حركت و شيطان و بي آرام بود، عجيب آزار مي داد. در مدرسه هم كه بود با بچه ها نمي جوشيد. اغلب بچه ها با او بد بودند و مي زدندش و او در مقابل، فرياد مي كشيد. فضول بود و هم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *