خانه / علوم انسانی / دنياي پس از اسپرانتو

دنياي پس از اسپرانتو

دانلود رایگان دنياي پس از اسپرانتو ، مقاله ، تحقیق 

این محصول” دنياي پس از اسپرانتو “را از گوگل فایل  دانلود نمایید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: ۸   دنياي پس از اسپرانتو مقدمه مي‌خانه اگر ساقي صاحب‌نظري داشت، مي‌خواري و مستي ره و رسمِ دگري داشت. به‌نظر مي‌رسد که شاعر از “ره و رسم” مي‌خواري موجود راضي نبوده و علت آن‌را نبودِ “ساقي صاحب‌نظر” مي‌داند. تعبير اسپرانتيستي اين شعر، شايد اين باشد که نظم زباني موجود در دنيا، نظمي صحيح و کارآمد نيست، و علت آن، فقدان اسپرانتيست‌هايي است، که از روش‌هاي درست و کارآ براي ترويج اسپرانتو در دنيا استفاده‌کنند. و اين در حالي است که اهميت زبان براي انسان – چه در ارتباط او با ديگران و چه در ارتباط او حتي با خودش – بسيار بنيادي و کليدي است، تا جايي که به‌عنوان مثال، بنابر ‌گفته‌ي لودويگ ويتگِنشتاين (۱۹۵۱-۱۸۸۹)، فيلسوف اتريشي-انگليسي: “محدوده‌هاي زبان من، مرزهاي دنياي من است.” و اين واقعاً باعث تأسف است که محدوده‌ي دنياي اکثريت قاطع انسان‌هاي هزاره‌ي سوم، هنوز مرزهاي محدودِ زبان‌هاي قومي &ndas …

این محصول ارزشمند “دنياي پس از اسپرانتو  “توسط پورتال  گوگل فایل  جمع آوری و برای فروش قرار داده شده است.

منبع: www.google-file.ir

همچنین ببینید

دانلود تخقیق در مورد گزيده أي از زندگي و خاطرات فروغ (با فرمت word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 46   گزيده أي از زندگي و خاطرات فروغ: فروغ فرخزاد 12 سال پيش از درگذشتش اولين شعرش را به مجلة روشنفكر سپرد و همان هفته بود كه صدها هزار نفر با خواندن شعر بي پرواي او با شاعره أي آشنا شدند كه چندي بعد به اوج شهرت رسيد و آثارش هواخواهان بسيار يافت، و در همان روزها بود كه يكي از شاعران معروف، او را در بي پروائي و دريدن پردة رياكاران به حافظ تشبيه كرد و نوشت:« كه اگر در قدرت كلام هم به پاي لسان الغيب برسد، حافظ ديگري خواهيم داشت.»1 فروغ با آن موهاي طلائي فرفري، با چشمهاي درشتي كه سپيديش زيادتر از تيرگيش بود، و با آن لبهاي درشتي كه زيبائي خاصي داشت، در واقع هميشه دو نفر بود. فروغ شيطاني كه از در و ديوار بالا مي رفت. مثل پسرها روي نوك درختها مي نشست و مثل شيطانك ها با كارهايش ديگران را به خنده مي انداخت.2 فروغ بسيار پر حركت و شيطان و بي آرام بود، عجيب آزار مي داد. در مدرسه هم كه بود با بچه ها نمي جوشيد. اغلب بچه ها با او بد بودند و مي زدندش و او در مقابل، فرياد مي كشيد. فضول بود و هم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *